از یکشنبه 99/9/9 ی هفته درگیر ویروس بچا بودیم
سروین اسهال و استفراغ داشت، بردیمش کلینیک توحید سرم زد و 5 تا نمونه خون ازش گرفت که دچار کوید نشده باشه
بهش گفتم بخواب تا من نمونه خونتو بدم و بیام
مامان زود بیایا، چشم
با نوژین و بابا که پایین بودن خداحافظی کردم، نزدیک 4 راه وحید بود آزمایشگاه
گفتم بیاین دم 4 راه دنبالم، وقتی رسیدم پیشش بغض کرده بود که مامان چرا دیر کردی ![]()
سرمش که تموم شد بابا و نوژین م با جواب آزمایشش اومدن
خدا رو شکر مشکل کوید نداشت و دکتر گفت همه فاکتورهای خونی ش به همدیگه میخوره
داروهاشو گرفتیم و اومدیم خونه
دکتر گفت به نوژین م از فردا بدید
نوژین فرداش مثل سروین شد ![]()
یعنی دیگه کمر برام نمونده بود از دستشویی بردن و رفتن ولی خدا رو شکر طی 5 روز خوب خوب شدن بابا ی دسته نرگس خریده بود
5 شنبه بود و سروین داشت یکی یکی شون میکرد گفتم مامان نکن حیفن
گفت به مناسبت سفت شدن پی پی م میخوام جشن بگیرم ![]()
بماند که چقدر گفت مامان چرا من اینجوری شدم؟ مامان کی خوب میشم؟ مامان میشه موقع نماز دعا کنی زود خوب شم؟ ![]()
خدا هیچ بچه ای رو مریض نکنه
خدا مراقب همه فرشته ها باشه ![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: پرهام محمدی